آروشاآروشا، تا این لحظه: 13 سال و 5 ماه و 6 روز سن داره
آرشینآرشین، تا این لحظه: 9 سال و 2 ماه و 9 روز سن داره

مادرانه ای برای دخترم

آنچه گذشت ...

      ما هم متاسفانه سال جدید رو با مریضی دختر گلم شروع کردیم. مریضی که حدود 10 روز طول کشید و هم دخترم و هم ما رو حسابی خسته و درمونده کرده بود. خداروشکر که دخترگلم سلامتیش رو به دست آورد و  دوباره خونه مون رو با شیرین زبونی ها و شیطنت هاش سبز کرد. وقتی می دیدم سالمی و شیطونی میکنی، پیش خودم میگفتم تو سالم باش همه شیطنت ها و بازیگوشیهات رو من به دل و جون میخرم. تو فقط سالم باش همه دنیام مال تو که اگر مریض باشی میخوام دنیا نباشه.         دیروز عمه نسرین گل به خونمون اومده بود. عمه به شما میگفت آروشا جان چرا توی تختت نمیخوابی شما هم جواب دادی: خسته میشم. بعد دوباره گفتیم چرا خسته میشی. گفتی...
22 فروردين 1394

روز مادر مبااااارک

بچه عجیب ترین موجود دنیاست، می آید، مادرت می کند، عاشقت می کند، رنجی ابدی را در وجودت می کارد، تا آخرین لحظه عمر عاشق نگهت می دارد، و تمام...! به گمانم مادر بودن یک نوع دیوانگی ست؛ وقتی مادر میشوی، رنجی ابدی به سراغت می آید، رنجی نشأت گرفته از عشق... مادر که میشوی، می خواهی جهان را برای فرزندت آرام کنی، می خواهی بهترین ها را از آن او کنی، وقتی می خزد، چهار دست و پا می رود، راه می رود و می دود، تو فقط تماشایش می کنی و قلبت برایش تند می تپد، از دردش نفست می گیرد، روحت از بیماری اش زخم می شود، مادر که می شوی، دیگر هیچ چیز جهان مثل قبل نخواهد بود. مادر که میشوی، کس دیگری می شوی، کسی ...
20 فروردين 1394

سرگرمی آموزشی برای کودکان زیر 4 سال

محدوده سنی: +11 ماه تعداد نفرات: کودک + والد یا مربی وسایل مورد نیاز: بطری (ها) (قبل از بازی کاملا شسته و خشک کنید) نی در رنگ های متلف قیچی ایمن کودکان نوار چسب روش بازی برای +11 ماه: نی های رنگ های مختلف را به قطعات 2 تا 4 سانتی متری ببریید. نی ها را بر روی یک سینی بریزید (چون برداشتن قطعات نی از روی سینی برای خردسال سخت تر از کاسه است و مهارت های او تقویت می شود). یکی از تکه نی ها را بردارید و در مقابل چشم کودک درون بطری بیاندازید. هنگامی که نی به انتهای بطری رسید، صدایی ایجاد کنید، برای مثال "بنگ" سپس نی دیگری بردارید و همین کار را تکرار کنید. برای هر رنگ از نی ها از یک صدای مشخص اس...
14 فروردين 1394

نوروز 1394 مبارک

   دختر زیبا و شیرینم سلام          سال نو بر شما و همه بچه های گل سرزمینم مبارک. سال نو شما دوستان خوبمون هم مبارک. سالی سرشار از برکت و نشاط، توام با سعادت و سلامت ی براتون آرزو میکنم.         آخرین روز سالی که گذشت بعد از اتمام کارم, به همراه همسر و دختر گلم برای تکمیل و خرید اقلام باقیمونده سفره هفت سین از خونه بیرون رفتیم و تقریباً ساعت 10:30 الی  11 روز 93/12/29 بود که تونستیم سبزه و سمنو بخریم و من بالاخره طبق رسوم و عادات سال های گذشته که توی خونه پدری هم سفره هفت سین رو با شوق و اشتیاق می چیدم, موفق شدم سفره هفت سین رو قبل از شروع سال جدید بچینم. متاس...
10 فروردين 1394

آروشای ناز مامان

آروشای ناز مامان سلام       خوبی عزیز دلم خواستم این دفعه  بعد از گذاشتن عکس های جدیدت توی وبلاگ, اون رو بروزرسانی کنم.       این روزها مثل همه هم سن و سالهای خودت شیطون شدی و مرتب بدنبال بازی کردن هستی. یکی از بازیهایی که خیلی دوست داری قایم باشک. البته همیشه دوست داری تو چشم بزاری و دنبالمون بگردی.       چند روزیه که کمی مریض شدی و بیقراری میکنی. مرتب ازم میخوای بغلت کنم. شبها هم اصلاً خوب نمیخوابی و ازمون میخوای روی پامون بزاریمت و تکونت بدیم و اگر تکون دادن رو متوقف کنیم خیلی سریع اعتراض میکنی. امیدوارم خیلی زود بهتر بشی و دوباره شاد و سلامت ببینمت. ...
4 اسفند 1393

فرشته کوچولو 20 ماهگیت مبارک

  آروشای عزیزم, دختر شیرینم 20 ماهگیت مبارک.        نمیدانم به چه زبان، بابت تمام آنچه که با شکفتنت ارزانی ام کرده ای سپاسگزار باشم. چشمها، گوشها، زبان و قلبی را که پیش از تو داشته ام، نه به یاد می اورم و نه می خواهم. با تو دوباره زاده شدم. تو به آن قالب گذشته من، روح بخشیدی. همین روحی که دیگران به خاطرش مرا " مادر " خطاب می کنند.         دختر گلم, بسیاری از کلمات رو کنار هم میزاره و جمله بندیهای بامزه ای میکنه. از اولین جملاتی که دختر گلم بر زبان آورد می تونم به مواردی چون: مامان پاشو بریم, صبحونی بخوریم و بابا بیا در رو باز کن, بریم بازی کنیم و ... ا...
23 دی 1393

زمستان

دخترگلم این روزها, به سرعت توی حرف زدن و درک مفاهیم پیش میره. مفاهیمی همچون سرد و گرم. میدم و نمیدم. بشین و بیا و ...  .البته وقتی میخواد به کسی بگه بیا، میگه بدو بدو.   عاشق اینه که یک کمی کرم بهش بدم تا به دست و صورت و بدنش بماله. البته قبلاً اون رو به جاهای دیگه از جمله میز تلویزیون و در کمد و دراور هم میمالید. دراور بیچاره که هنوز از دست آروشا در امان نیست و مرتب کشوهاش خالی و پر میشن و  وسایلش از طبقه ای به طبقه دیگه جابه جا میشه.   گاهی اوقات هم برای رسیدن به خواسته هاش, جیغ های بنفششی میکشه که نگو.   آروشا مجموعه کتابهای چیچیل رو خیلی دوست داره. یک سری برچسب های برجسته هم هست که روی چوب ...
17 دی 1393

واکسن 18 ماهگی

بالاخره واکسن 18 ماهگی دخترگلم رو هم زدیم. خداروشکر خیلی اذیت نشد. فقط شب اول کمی تب کرد و بعدش خوب و سرحال بود. الهی هیچ بچه ای مریض و دردمند نباشه و فرشته نگهبان مواظب کوچولوهای نازمون باشه.   آروشا این روزها علاقه زیادی به سی دی های موزیکال و نمایشی نشون میده. با اینکه خودم بیشتر از نیم ساعت موافق دیدنشون نیستم، ولی گاهی اوقات میره و سی دی هاش رو میاره و چنان خواهش و تمنایی میکنه که دلم نمیاد براش نزارم.   یک بازی جالب که چند روز پیش با آروشا بازی کردیم بازی با روبان و یک آبکش پلاستیکی بود. با وجود سادگی خیلی مفید و آموزنده بود.   ساخت اسباب بازی با وسایل ساده- آبکش   محدوده سنی...
28 آذر 1393